مهدیه زهرا و حضرت زهرا(س) و مهدیه ها
مهدیه زهرای نازنین مامان ایام فاطمیه شد و دوباره توفیقی شد که بیشتر به سمت ائمه بریم چند شب رفتیم مسجد،چند جای مختلف اول اینکه همه غر میزدن چرا بچت نمیجوشه و...(جدا از اینکه ارثیه و دلش نمیخواد و....) با همه مخصوصا بچه ها زود دوست میشدی شب اول با یه دختره 5 ساله اینا دوست شدی،ازت پرسیدم اسمش چی بود؟ گفتی مهتیه(مهدیه) دیدم مامانش صداش کرد و فهمیدم درست میگی ولی مامان فدات شه،تو که اسمتو به اونا میگفتی متوجه نمیشدن چی میگی شب دوم بایه دختر 4 ساله اینا دوست شدی که خیلییییییییییییی مهربون بود و دستتو گرفته بود گفتم اسمش چی بود؟گفتی مهدیه فکر کردم متوجه نشدی اسمش چیه و به هوای دختر دیروزی میگی مهدیه،دیدم مامانش صداش ک...
نویسنده :
یاس نقره ای
15:45











